|
من محبوب ترم!
دیدار غیر رسمی پوریا پورسرخ و جواد نکونام
یک اتفاق ساده دیدار پوریا پورسرخ و جواد نکونام .اتفاقی که بعد از دیدار ایران –کره جنوبی افتاد.یک دیدار تماشایی که پر از حرف های شنیدنی بود.اینجا پوریا پورسرخ از حوادث ریز و درشت عالم تلویزیون و سینما می گفت از پشت صحنه سریال رستگاران و همه چیزهایی که دور و بران گذشته است.و جواد نکونام از فوتبال گفت و انچه که در سئول گذشته است.درباره افشین قطبی-جام جهانی و بازی پرسروصدای اخروهمه چیز و همه چیز.صحبت هایی انقدر جذاب که حتی یک کلمه اش را هم نشود گفت!
وقتی این حرف ها را می زدیم وقتی گفت و گوی ما با دو ستاره هنر و فوتبال انجام شدمی دانستیم با استقبالی که مردم به سریال رستگاران خواهند داشت ستاره بخت پوریا دوباره خواهد درخشید و او محبوبیت خود را تمدید خواهد کردهمانگونه که جواد محبوبیت خود را تثبیت کرد .
اما ما یک لحظه هم فکر نکردیم که انعکاس دیدار دو ستاره محبوب فوتبال و سینما نیاز به بهانه دارد .اگر چه بهانه برای پرداختن به چنین ملاقاتی همیشه فراهم است .برخورد بازیگر دوست داشتنی این سال های تلویزیون که هر سریال و فیلمی با حضور او تبدیل به یک پدیده می شود و کاپیتان تیم ملی لژیونر فوتبال ایران در فوتبال باشکوه اسپانیا و بهترین بازیکن شهر پامپلونا که ایرانی ها به او افتخار می کنند .صحبت های ما را با این دو ستاره بخوانید این اتفاقی بسیار ساده بود!
کریمی و نکونام....همه دوستان فوتبالیست من
با سریال رستگاران باز سراغی از پوریا پورسرخ گرفتیم.بازیگر محبوبی که همیشه حرفی برای گفتن دارد.او این بار از سریال و بیشتر از ورزش و ورزشکار ها گفت
فزقی نمی کند که برای چندمین بار است که با پوریا پورسرخ به گفت و گو نشسته ایم مهم این است که او این روز هابرای چندمین بار با سریال پر طرفداری مهمان خانه هایمان شده است و هر شب ما را پای گیرنده های تلویزیونمان می نشاند .اما گفت . گوی این بار او کاملا متفاوت تر از هر دفعه شد . انقد خواندنی که نگوییم کل مصاحبه اتومبیل او انجام شد . در حالی که او مدام سر لاک برنج را به رخ ما می کشید و می گفت این خوراک مورد علاقه اش است! پوریا این بار از ورزش و رستگاران و فوتبال حرف زده! با اینکه همچنان مشغول فیلمبرداری سریال پرطرفدار رستگاران است اما باشگاه رفتنش تعطیل نمیشود و برای انجام ورزش عزمی جزم دارد برای خواندن این گفت و گو هر جایی که دوست دارشتید می توانید تکیه کلام های همیشگی پورسرخ یعنی ((روراست)) و ((اصولا)) را به متن اضافه و کم کنید...!
گفت گو/ارامه اعتمادی
مقدم با ریتم تند
فکر می کنید یکی از پارامتر هایی که در کار کردن با سیروس مقدم لذت می برم چیست؟! من اصولا ادمی هستم که ریتم تندی دارم !همانطور که حرف زدنم تند است . کاملا از حرام شدن وقت و هر چیز زندگی ام بیزارم . من لیسانسم رو 3 ساله گرفتم و فوق لیسانسم رو 2 ساله کار کردن با سیروس مقدم همین حس را دارد . وقتی سر کار می ایی مشخص است برای کارامدی همه چیز سر جای خودش است حتی اتیلا (پسیانی) هم همین را می گفت "کار کردن با او یک چیز دیگر است "او از اول می داند که چه می خواهد و این به دلیل یک تجربه چندین ساله است م معتقدم این سریال را 6 ماهه نبستیم 50 سال و 6 ماه طول کشید .یعنی یه پشتوانه یک سابقه طولانی حالا به اینها یک متن بی نظیر سعید نعمت ا...با دیالوگ هایی به یاد ماندنی یک امیر معقولی که همانطور که مارادونا با توپ بازی می کرد او با دوربین کار می کند و خلاصه یه گروه حرفه ای در جلو و پشت دوربین که به همت اقای شفیعی تهیه کننده کار جمع شده اند...
از شکستن چهره ابایی ندارم
در فیلم اناهیتا (حمید نژاد) یک گریم سوختگی بسیار وحشتناک روی صورتم بود که حداقل چهار ساعت گریم ان طول می کشید گریم فوق العاده عذاب اوری بود قرار بود نقشی را در فیلم دیگری بازی کنم که پیر مرد جا افتاده ای به خواب دختر قصه می امد اما به خاطر این که در چند کشور مختلف باید فیلمبرداری می شد تهیه کننده جا زد و کار به پخش نرسید!پس من از شکستن چهره ابایی ندارم . در سریال شکرانه که ارایش موهایم را طوری کرده بودند که که کم پشت و سن بالا به نظر برسد اصولا حساسیت چندانی در به هم ریختن چهره ام نداشتم هر چند یک فرمول نانوشته به من این نشانی را می دهد که بازیگرانی که در نسل من با یک چهره ثابت در فیلم های مختلف ظاهر شده اند بیشتر مورد اقبال عمومی قرار گرفته اند با این اوصاف کمتر پیش امده است که با گریم های شبیه به هم در کارهای مختلف ظاهر شوم .
دو-سه باشگاه ورزشی در ایران است که کارهای مشاوره ای تبلیغاتی اش را انجام می دهم یکی ازز شرط هایم با اینها این است که باکس برای اشخاص ویژه درست کنند چون هم برای باشگاه خوب است و هم برای چهره هایی که می ایند بعضی از دوستان را به انجا معرفی می کنم از خواننده ها بیشتر بعد بازیگرها!چون بچه های حرفه ما زمان بیشتری را درگیر کار و فیلمبرداری هستند و کمتر می توانند با باشگاه بیایند.
اهل تیم جمع کردن از بین مطبوعاتی ها و تریبون دارها نیستم
بعد از وفا و اتفاق هایی که افتاد کمتر کسی بود که جرات کند و نقش حاشیه ای صاحبدلان را بازی کند یا کمتر کسی در شرایط من این ریسک را می کرد که چند نقش منفی را پشت سر هم برای تلویزیون بازی کند .
نقش هایی که بعد از وفا بازی کردم مثل نقش کامل منفی در روز حسرت (که اصلا نقشم را در اواخر سریال دوست نداشتم )یا نقش ضد قهرمانی مثل کاوه در رستگاران یا کاراکتر طنزی که در شیر .و عسل (ارش معیریان)داشتم شباهتی به هم نداشت . من دوست دارم که نقش های متفاوتی را تجربه کنم والان که نقد های بهتر و منصفانه تری را از خود می بینم خوشحالم اما قبلا فکر می کردم ای کار ممکن است جواب ندهد . خیلی از بچه های بازیگر دوست داشتند این کار را بکنند ولی وقتی شروع کردند چون پشتیبان سفارش شده ای از طرفی برخی منتقد ها نداشتند دلسرد شدند وبه عبارتی چوب توی چشم بودن و محبوب بودنشان را خوردند.
فیتنس
بزرگ بودن عضله ها و شانه ها از تناسب اندام نیست . به نظرم نباید این حرکات را به علم بدنسازی نسبت داد. شما پاورلیفتینگی ها را نگاه کن. همین برنامه قوی ترین مردان ایران که می بینید از همین گروه ورزشکاران هستند.به خدا شما به چشم مسابقه شان را می بینید اما باور که انجام دادن این کارها زور تراکتوری می خواهد .اصلا می توانی تصور کنی ثبت نام در چنین مسابقه ای یعنی چه ؟! خیلی جنم می خواهد.اگر دقت کنی همچین ادم های شکم های فیتی ندارند یعنی اکثرشان شکم در قواره ی جثه شان دارند .به خاطر اینکه این ورزش اوج فشارش بر روی کمر است وعضله های شکم به انها کمک می کند و عضله های فیله بسیار قوی دارند .
این یک شاخه دیگر است . فیتنس شاخه ای دیگر . فیتنس در جدیدا در ایران خیلی باب و باشگاه های حرفه ای زیادی در این زمینه تجهیز شده که من از ان صحبت می کنم . پایه فیتنس نسبت حجم عضله به قد و نسبت حجم عضله به عضله دیگر و چربی است که در هر بافت عضله پیدا می شود و به عبارتی تناسب اندام.به نظرم یک مربی باید اینها را مثل یک پزشک بداند . اگر نداند که نمی تواند مربی خوبی باشد .به خاطر همین هم در کلاس های مربیگری در زمینه اناتومی و فیزیولوژی بدن صحبت می کنند . از دیرباز ایرانیان بهترین استایل و بدن ها را در خاورمیانه و اسیا داشته اند .
مربی محبوب من
امیرقلعه نویی را خیلی دوست دارم ویکی از دوستان بسیا خوبم است که با او رفت و امد دارم.او از معدود کسانی است که هم در زمان فوتبال خیلی خوب بود هم در زمان مربیگری !تیم ملی اش را هم خیلی دوست داشتم .شاید به جرات بگم تنها تیم ملی بود که بعد از تیم اقای پروین دوست داشتم...امیر خان باعث شده امسال هم طرفدارسپاهان هم باشم .ناصر خان حجازی و علی پروین سلطان رو هم مگه کسی پیدا می شود که دوست نداشته باشد .
نپرس طرفدار کدام تیم
از بچگی ورزش را خیلی دوست داشتم .تفریح و علاقه ام ورزش بوده .فوتبال رو هم خیلی دوست داشتم والان اکثر بازی ها رو می بینم .فوتبال در بچگی طرفدار تیمی بودم که الان نیستم .حرف من هم حرف حق است.مثل اینکه علی کریمیدر هر تیمی بازی کند خوب بازی می کند هر کس بگوید او بازیکن بدی است انصاف ندارد!ورزش های که در دوران بچگیمان در مدرسه ها بود سه یاچهار رشته بیشتر نبود !پینگ پونگ –فوتبال-والیبال و بسکتبال !ان هم بسکتبال با یک حلقه توپ!(خنده)برای همین بچه تر که بودم بسکتبال را جوب بازی می کردم و هم فوتبال .ولی بعدتر ان را ادامه ندادم .شاید چون فیتنس را بیشتر دوست داشتم .از بچگی هم به ان عباقه داشتم.شاید هم واقعا ورزش هیجان انگیزی نباشد من هم هیجانی در ان پیدا نکردم ولی سخت است و ریاضت دارد .شاید هیجان این ورزش برای من بعد از ساعت های سخت تمرین است وقتی نتیجه کار را می بینی .اصولا رژیم غذایی این ورزش برای من شکمو عذاب اور است.
بازیگرها یه دستمزد فوتبالیست ها حسادت نمی کنند؟
فکر نمی کنم . اینها به هم ربطی داشته باشد.برای اینکه فوتبالیست ها حقشان است .زحمت می کشند و برای باید چنین دستمزدهایی بگیرند اما خیلی تلخ است که یک بازیکن مصدوم می شود یا تنها چند سال می تواند بازی کند!مگر عمر فوتبال چقدر است؟یا چند نفر از فوتبالیست ها به راس هرمی که در نظر گرفته می شود می رسند ؟
تو محبوب تری یا یک بازیکن فوتبال؟
بدون شک من(می خندد)
عاشق بازیکن های یاغی هستم!
رابطه خوبی با فوتبالیست ها و ورزشکارها دارم.چون انها را دوست دارم . با اکثر بازیکنان شاغل در امارات دوستی نزدیک دارمبا خیلی از انها وقتی در امارات بودم اشنا شدم علی کریمی همیشه فوتبالیست مورد علاقه من بوده است و بی نظیر است .خصوصا اینکه عاشق یکی از اخلاق های او هستم و از او الگوبرداری می کنم اینکه هیچ وقت حرفی را برای منافع شخصی نمی زند .غرور خوبی دارد که هیچ وقت برای به دست اوردن چیزی از ان نمی گذرد .دروغ نمی گوید و با خودش صادق است . برای همین همه دوستش دارند .جواد کاظمیان هم از دوستان بسیار خوبم است اگر سه روز به ایران بیاید ان سه روز را با هم هستیم . .جواد هم پسر زحمتکشی بوده .یا رضا عنایتی ان زمانی که در دبی بود بسیار با هم دوست بودیم و هنوز با هم در ارتباطیم یا ارش برهانی که از دوستان بسیار خوبم است .علیرضا حقیقی دروازبانی عالی است که بسیار هم خوب بدنسازی کار می کند .گاهی اوقات با هم تمرین می کنیم .جواد نکونام و مسعود شجاعی را هم خیلی دوست دارم .جواد سالیان سال است که در بهترین سطح فوتبال اروپا بازی می کند واین برای من ایرانی یعنی افتخار .شبی که اوساسونا مقابل رئال مادرید و بارسلونا بازی می کرد یادم نمی رود این اولین بار بود که دوست داشتم این دو تا تیم ببازن به تیم هموطنانم و از اون مهمتر دوستای خوبم .من اصولا عاشق یاغی ها هستم .مثلا برای خداداد عزیزی و محمد نوازی و هاشمی نسب می میرم .اصولا از کسانی که زیر بار زور نمیروند خوشم می اید .ولی این دلیل نمی شود بازیکن های خوش اخلاق را از یاد ببرم.سپهر حیدری-وحید طالب لو-مهدی رحمتی-سیاوش اکبر پور-علی انصاریان و علی نیکبخت...((این سه تای اخر رو خوب اومدم ها))!!!!!
بارسلونا و رئال مادرید!
فوتبال ورزش بامزه ای است .به نظر دوستانم من در دیدن فوتبال هم کمی عجیب و غریب هستم مثلا دو تیم را در دنیا بیشتر از همه دوست دارم.بارسلونا و رئال مادرید!بعضی اوقات بارسلونا و گاهی رئال مادرید .ولی هردوشان را دوست دارم.شاید مقابل هم هستنداما برای من دوست داشتنی اند . به خاطر همین اکثر کسانی که فوتبالی اند می گویند:((تو دیگه عجب نوبری هستی!))(خنده)وقتی هم این دو با هم بازی می کنند تا وسط های بازی نمی دانم طرفدار کدام تیم هستم ! هر تیمی عقب بیفتد طرفدار ان تیم می شوم.فوتبال بین حرفه ای هم نیستم .بعضی مواقع هم مثل این بازی های اخری بارسلونا بلایی سر تیم مقابل میاره که هر فوتبالدوستی طرفدارش میشه.
شطرنج هرگز!
چون ادمی هستم که ریتم تندی دارم از ورزش های ملایم سر در نمی اورم.یا بهتر بگویم لذت نمی برم. مثلا کوهنوردی را نمی فهمم.چون صبر و استقامت می خواهد و من اصولا ادم عجولی هستم .یا ورزشی مثل بانجی جامپینگ را تجربه نمی کنم چون ترس از ارتفاع دارم و خیلی می ترسم .در اسکی هم در همان ابتدای کارم از ناحیه زانو اسیب دیدم و هنوز که هنوز است درد زانو دارم .ادم با پشتکاری هستم ولی همیشه سعی می کنم که زود به همه چیز برسم خلاصه این که برای رسیدن به ان چه که می خواهم عجول هستم.مثلا حوصله شطرنج را ندارم از بچگی هم همین جوری بودم .عجول و شیطان ولی در عین حال درسخوان بچه تر که بودم وقتی دعوا می شد بچه ها سراغ من می امدند مخصوصا که کیوکوشین کار می کردم و بادی در غبغبه داشتم !ولی الان خیلی ارام شده ام ویک هفته طول می کشد تا کسی عصبانی ام کند زندگی به من یاد داده که صبرم را بیشتر کنم .
قایقرانی
بچه تر که بودم عاشق قایقرانی بودم مدتی هم این کار را می کردم ولی چون فاصله خانه ما در شمال تهران تا ورزشگاه ازادی زیاد بود رفت و امد برایم خیلی سخت می شد. گواهینامه هم نداشتم فاصله خیلی زیاد به نظر می رسید .قایقرانی تمرین های بدنسازی سختی دارد که وقتی از تهران رفتم ان را ادامه دادم ولی قایقرانی را نه. |