تبليغاتX
پوریا پورسرخ
پوریا پورسرخ



پخش سریال روز حسرت ماه رمضان امسال از شبکه قران و...

«روز حسرت»

مجموعه تلويزيوني «روز حسرت» به كارگرداني «سيروس مقدم» و تهيه كنندگي «مهران رسام» ساخته شده و سال گذشته در ماه مبارك رمضان از شبكه يك سيما به روي آنتن رفته است.

اين مجموعه تلويزيوني امسال نيز به دليل استقبال مخاطبان، هر روز ساعت 16 از شبكه قرآن به روي آنتن خواهد رفت.
اين مجموعه تلويزيوني سال گذشته توانست با 2/81 درصد بيشترين ميزان بينندگان را از آن خود كند.
در اين سريال بازيگراني چون فرامرز قريبيان، افسانه بايگان، مهرآوه شريفي‌نيا، پوريا پورسرخ و ... ايفاي نقش كرده‌اند و داستان آن درباره يك زن وكيل است كه پس از مرگ همسر پسرش، خواب‌هاي عجيبي مي‌بيند و اتفاقاتي براي او رخ مي‌دهد...


****************


"دلخون" 130 میلیونی شد

مدیر پخش سازمان توسعه سینمایی سوره فروش خوب فیلم سینمایی "دلخون" را با توجه به فضا و قصه تلخ آن قابل قبول می‌داند.

غلامرضا فرجی که مرکز تحت مدیریت او پخش "دلخون" محمدرضا رحمانی را بر عهده دارد، گفت: این فیلم در 17 روز 130 میلیون فروخته است. از روز چهارشنبه 21 مردادماه سینماهای مرکزی و تهران به سالن‌های نمایش دهنده آن اضافه شده‌اند.

وی افزود: اکران شهرستان‌های فیلم ادامه دارد و سینماهای قزوین و زنجان نیز به این شهرها اضافه شده‌اند. در مراکز استان ما با فروش راضی کننده روبرو شده‌ایم. با حمایت سازمان صدا و سیما و پخش تیزرهای تلویزیونی استقبال از فیلم قابل قبول بوده است. این میزان فروش در تهران و شهرستان ارتباط خوب مخاطب با فیلم را نشان می‌دهد.

فرجی درباره تبلیغات این فیلم در ماه رمضان عنوان کرد: علاوه بر بیلبورد و تیزرهای تلویزیونی تراکت دستی در این ماه بین مردم پخش می‌شود و تبلیغات مطبوعاتی با گستردگی بیشتر ادامه پیدا می‌کند. البته چون امسال ماه رمضان با آغاز مدارس همزمان نیست، بعید می‌دانم با افت فروش بالا روبرو شویم.

اکران عمومی فیلم "دلخون" با بازی الناز شاکردوست، حامد بهداد، پوریا پورسرخ، هوشنگ توکلی، حبیب دهقان‌نسب، هنگامه حمیدزاده و حشمت آرمیده از هفتم مردادماه در گروه سینمایی استقلال آغاز شده است.

"دلخون" داستان مردی است که همسرش را به قتل رسانده و منتظر اجرای حکم اعدام است، اما با ورود وکیل تسخیری و پیشنهاد غافلگیرکننده او مسیر داستان شکلی دیگر پیدا می‌کند.


***************


سیفی‌آزاد:

مجموعه‌های برجسته رمضان‌های گذشته در شبکه چهار بررسی می‌شود

 چهار مجموعه برجسته ماه رمضان سال‌های گذشته در برنامه "یک فیلم یک تجربه" در ماه رمضان نقد و بررسی می‌شود.

وی در ادامه افزود: در این برنامه مجموعه‌های "او یک فرشته بود"، "میوه ممنوعه"، "صاحبدلان" و "خانه به دوش" نقد و بررسی می‌شود. این چهار مجموعه‌ در سال‌های گذشته جزو سریال‌های پر مخاطب ماه رمضان بوده و هر کدام از آنها در ژانرهای مختلف توانستند ذهن مخاطب را درگیر کنند. برنامه "دو قدم مانده به صبح" هم با فضای معنوی ماه رمضان روی آنتن می‌رود.


****************


«رستگاران» امشب به پايان مي‌رسد

پخش مجموعه تلويزيوني «رستگاران» به كارگرداني «سيروس مقدم» امشب به پايان مي‌رسد.

اين مجموعه در ابتدا قرار بود در 52 قسمت ساخته شود، اما در نهايت سيروس مقدم اين سريال را در 49 قسمت به پايان رساند و پخش آن امروز به پايان مي‌رسد.
نگارش داستان اين سريال توسط «سعيد نعمت الله» صورت گرفته و «محمد اصفهاني» نيز خواننده تيتراژ اين مجموعه تلويزيوني است.
اين سريال كه به تهيه كنندگي «محمد رضا شفيعي» ساخته شده، مضموني اجتماعي دارد، زندگي دختري به نام خجسته را روايت مي‌كند كه در پي ناپديد شدن شوهرش احمدرضا روانه تهران شده تا خبري از او به‌دست آورد...
در اين سريال بازيگراني چون آتيلا پسياني، پوريا پورسرخ، روناك يونسي، صبا كمالي، عباس اميري، كاوه خداشناس، ليدا كياني، محمد حسين عمراني، آناهيتا افشار، زهره صفوي، شهرام عبدلي، مريم سلطاني، اسماعيل سلطانيان، حشمت آرميده، مليحه نيكجومند، آرش مجيدي، عباس غزالي و شهربانو موسوي و ... به ايفاي نقش مي‌پردازند.

عوامل اصلي اين پروژه عبارتند از: مدير توليد: سيد حسين يعقوبي، مشاور كارگردان: الهام غفوري، دستيار اول كارگردان: افشين سنگ چاپ، دستيار اول كارگردان: حبيب قلي‌زاده، برنامه‌ريز: علي اكبر صابري، دستيار سوم: فرزين فتحي، مديرتصويربرداري: امير معقولي، طراح صحنه و لباس: فرهاد عزيزي، جانشين توليد: رسول حاتمي، صدابردار: فرشيد احمدي، طراح گريم:حسين صالحيان، عكاس: مهدي حيدري، منشي صحنه: فهيمه كمالي، مدير فني: سعيد پرويني، مدير مالي: جواد تهراني، مشاور فيلمنامه: محمد رضا شجاعي و موسسه فرهنگي هنري وصف صبا مجري طرح آن است.


*******************


«عیار14» در برنامه دوم اکران عید فطر

 فيلم سينمايي محاكمه در خيابان، ساخته مسعود كيميايي و «عيار 14» پرويز شهبازي و «نيش و زنبور» به احتمال زياد در برنامه اكران دوم عيد فطر روي پرده سينماهاي تهران و شهرستان‌ها مي‌روند.


عيار 14 درباره طلافروشي است كه به خاطر اتفاق 5 سال قبل دچار دردسر مي‌شود و همه داستان آن در 12 ساعت اتفاق مي‌افتد. محمدرضا فروتن، پوريا پورسرخ، مهشيد افشارزاده، مينا ساداتي و بهرنگ علوي بازيگران اين فيلم هستند.

عيار 14 بعد از دو خواهر محمد بانكي در برنامه دوم عيد فطر در گروه سينمايي قدس به نمايش درمي‌آيد و زمان اكران عمومي نيش و زنبورهم هنوز مشخص نشده است.

ماه رمضان امسال با«رستگاران»

شبكه جهاني جام جم در ماه مبارك رمضان سريال «رستگاران» را به روي آنتن مي‌برد


 

 به نقل از روابط عمومي شبكه جهاني جام جم، سريال «رستگاران» با بازي آتيلا پسياني، پوريا پورسرخ، ليندا کياني، روناک يونسي، عاطفه نوري و شهرام عبدلي به کارگرداني سيروس مقدم ساخته شده‌است. اين سريال مقطعي از زندگي زني به نام خجسته را روايت مي‌کند که براي پيدا کردن همسرش، از شهرستان به تهران مي‌آيد و در پي اين جستجو درگير اتفاقاتي مي‌شود که به نوعي به همسرش و يک کلاهبردار 8 ميلياردي مربوط مي‌شود. اين سريال در طول ماه مبارک رمضان به مدت چهل دقيقه از کانال اروپاي شبکه جهاني جام جم پخش خواهد شد.

با تشکر از رزا عزیز

یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388 توسط ناهید |

دانلود انونس فیلم دلخون

www.hassa.blogfa.com /  آنونس فیلمهای پستچی ۳ بار در نمی زند / دلخون / خاک آشنا / چشمک / کیش و مات / پسر تهرونی

 

                                                                                سرور اول                       سرور دوم

آنونس فیلم پستچی ۳ بار در نمی زند  (عکسهای فیلم)              دانلود                              دانلود

آنونس فیلم دلخون    (  عکسهای فیلم    )                             دانلود                              دانلود

آنونس فیلم خاک آشنا  ( عکسهای فیلم    )                            دانلود                              دانلود

آنونس فیلم چشمک                                                          دانلود                              دانلود

آنونس فیلم کیش و مات  ( عکسهای فیلم )                            دانلود                              دانلود

آنونس فیلم پسر تهرونی  ( عکسهای فیلم )                           دانلود                              دانلود

شنبه بیست و چهارم مرداد 1388 توسط ناهید |

پوریا پورسرخ در فیلم کوتاه بد

فيلم كوتاه «بد» به كارگرداني «پيمان عباسي» با بازي پوريا پورسرخ و نيوشا ضفيلم كوتاه «بد» به كارگرداني پيمان عباسي قرار است اواخر اين هفته كليد بخورد. اين فيلم كه بر اساس فيلمنامه‌اي از عباسي ساخته مي‌شود، با بازي «پوريا پورسرخ» و «نيوشا ضيغمي» همراه خواهد بود. يغمي اواخر هفته كليد مي‌خورد. اين فيلم چند روايت از زواياي مختلف به رابطه يك زن و شوهر است كه در 20 دقيقه ساخته مي‌شود. «پيمان عباسي» بيشتر به عنوان فيلمنامه‌نويس در سينماي ايران شناخته شده است. منبع:فارس

جمعه بیست و سوم مرداد 1388 توسط ناهید |

سيروس مقدم تصويربرداري «رستگاران» را به پايان برد

پخش هفته آينده به پايان مي‌رسد؛
سيروس مقدم تصويربرداري «رستگاران» را به پايان برد

خبرگزاري فارس: تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «رستگاران» به كارگرداني «سيروس مقدم» شب گذشته به پايان رسيد.


به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «رستگاران» شب گذشته در لوكيشني واقع در دزاشيب به پايان رسيد.
بنابراين گزارش، اين مجموعه در ابتدا قرار بود در 52 قسمت ساخته شود، اما در نهايت سيروس مقدم اين سريال را در 49 قسمت به پايان رساند و پخش آن نيز هفته آينده به پايان خواهد رسيد.
نگارش داستان اين سريال توسط «سعيد نعمت الله» صورت گرفته و «محمد اصفهاني» نيز خواننده تيتراژ اين مجموعه تلويزيوني است.
اين سريال در 52 قسمت 45 دقيقه‌اي هر شب از شبكه سه سيما به روي آنتن مي‌رود.
اين سريال كه به تهيه كنندگي «محمد رضا شفيعي» ساخته شده، مضموني اجتماعي دارد، زندگي دختري به نام خجسته را روايت مي‌كند كه در پي ناپديد شدن شوهرش احمدرضا روانه تهران شده تا خبري از او به‌دست آورد...
در اين سريال بازيگراني چون آتيلا پسياني، پوريا پورسرخ، روناك يونسي، صبا كمالي، عباس اميري، كاوه خداشناس،ليدا كياني، محمد حسين عمراني، آناهيتا افشار، زهره صفوي، شهرام عبدلي، مريم سلطاني، اسماعيل سلطانيان، حشمت آرميده، مليحه نيكجومند، آرش مجيدي، عباس غزالي و شهربانو موسوي و ... به ايفاي نقش مي‌پردازند.
عوامل اصلي اين پروژه عبارتند از: مدير توليد: سيد حسين يعقوبي، مشاور كارگردان: الهام غفوري، دستيار اول كارگردان: افشين سنگ چاپ، دستيار اول كارگردان: حبيب قلي‌زاده، برنامه‌ريز: علي اكبر صابري، دستيار سوم: فرزين فتحي، مديرتصويربرداري: امير معقولي، طراح صحنه و لباس: فرهاد عزيزي، جانشين توليد: رسول حاتمي، صدابردار: فرشيد احمدي، طراح گريم:حسين صالحيان، عكاس: مهدي حيدري، منشي صحنه: فهيمه كمالي، مدير فني: سعيد پرويني، مدير مالي: جواد تهراني، مشاور فيلمنامه: محمد رضا شجاعي و موسسه فرهنگي هنري وصف صبا مجري طرح آن است.
انتهاي پيام/ا

چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388 توسط ناهید |

زندگی ایده ال (مصاحبه با پوریا پورسرخ)

من محبوب ترم!

دیدار غیر رسمی پوریا پورسرخ و جواد نکونام

یک اتفاق ساده دیدار پوریا پورسرخ و جواد نکونام .اتفاقی که بعد از دیدار ایران –کره جنوبی افتاد.یک دیدار تماشایی که پر از حرف های شنیدنی بود.اینجا پوریا پورسرخ از حوادث ریز و درشت عالم تلویزیون و سینما می گفت از پشت صحنه سریال رستگاران و همه چیزهایی که دور و بران گذشته است.و جواد نکونام از فوتبال گفت و انچه که در سئول گذشته است.درباره افشین قطبی-جام جهانی و بازی پرسروصدای اخروهمه چیز و همه چیز.صحبت هایی انقدر جذاب که حتی یک کلمه اش را هم نشود گفت!

وقتی این حرف ها را می زدیم وقتی گفت و گوی ما با دو ستاره هنر و فوتبال انجام شدمی دانستیم با استقبالی که مردم به سریال رستگاران خواهند داشت ستاره بخت پوریا دوباره خواهد درخشید و او محبوبیت خود را تمدید خواهد کردهمانگونه که جواد محبوبیت خود را تثبیت کرد .

اما ما یک لحظه هم فکر نکردیم که انعکاس دیدار دو ستاره محبوب فوتبال و سینما نیاز به بهانه دارد .اگر چه بهانه برای پرداختن به چنین ملاقاتی همیشه فراهم است .برخورد بازیگر دوست داشتنی این سال های تلویزیون که هر سریال و فیلمی با حضور او تبدیل به یک پدیده می شود و کاپیتان تیم ملی لژیونر فوتبال ایران در فوتبال باشکوه اسپانیا و بهترین بازیکن شهر پامپلونا که ایرانی ها به او افتخار می کنند .صحبت های ما را با این دو ستاره بخوانید این اتفاقی بسیار ساده بود!

 

کریمی و نکونام....همه دوستان فوتبالیست من

با سریال رستگاران  باز سراغی از پوریا پورسرخ گرفتیم.بازیگر محبوبی که همیشه حرفی برای گفتن دارد.او این بار از سریال و بیشتر از ورزش و ورزشکار ها گفت

فزقی نمی کند که برای چندمین بار است که با پوریا پورسرخ به گفت و گو نشسته ایم مهم این است که او این روز هابرای چندمین بار با سریال پر طرفداری مهمان خانه هایمان شده است و هر شب ما را پای گیرنده های تلویزیونمان می نشاند .اما گفت . گوی این بار او کاملا متفاوت تر از هر دفعه شد . انقد خواندنی که نگوییم کل مصاحبه اتومبیل او انجام شد . در حالی که او مدام سر لاک برنج را به رخ ما می کشید و می گفت این خوراک مورد علاقه اش است! پوریا این بار از ورزش و رستگاران و فوتبال حرف زده! با اینکه همچنان مشغول فیلمبرداری سریال پرطرفدار رستگاران است اما باشگاه رفتنش تعطیل نمیشود و برای انجام ورزش عزمی جزم دارد برای خواندن این گفت و گو هر جایی که دوست دارشتید می توانید تکیه کلام های همیشگی پورسرخ یعنی ((روراست)) و ((اصولا)) را به متن اضافه و کم کنید...!

گفت گو/ارامه اعتمادی

مقدم با ریتم تند

فکر می کنید یکی از پارامتر هایی که در کار کردن با سیروس مقدم لذت می برم چیست؟! من اصولا ادمی هستم که ریتم تندی دارم !همانطور که حرف زدنم تند است . کاملا از حرام شدن وقت و هر چیز زندگی ام بیزارم . من لیسانسم رو 3 ساله گرفتم و فوق لیسانسم رو 2 ساله کار کردن با سیروس مقدم همین حس را دارد . وقتی سر کار می ایی مشخص است برای کارامدی همه چیز سر جای خودش است حتی اتیلا (پسیانی) هم همین را می گفت "کار کردن با او یک  چیز دیگر است "او از اول می داند که چه می خواهد و این به دلیل یک تجربه چندین ساله است م معتقدم این سریال را 6 ماهه نبستیم 50 سال و 6 ماه طول کشید .یعنی یه پشتوانه یک سابقه طولانی حالا به اینها یک متن بی نظیر سعید نعمت ا...با دیالوگ هایی به یاد ماندنی یک امیر معقولی که همانطور که مارادونا با توپ بازی می کرد او با دوربین کار می کند و خلاصه یه گروه حرفه ای در جلو و پشت دوربین که به همت اقای شفیعی تهیه کننده کار جمع شده اند...

از شکستن چهره ابایی ندارم

در فیلم اناهیتا (حمید نژاد) یک گریم سوختگی بسیار وحشتناک روی صورتم بود که حداقل چهار ساعت گریم ان طول می کشید گریم فوق العاده عذاب اوری بود قرار بود نقشی را در فیلم دیگری بازی کنم که پیر مرد جا افتاده ای به خواب دختر قصه می امد اما به خاطر این که در چند کشور مختلف باید فیلمبرداری می شد تهیه کننده جا زد و کار به پخش نرسید!پس من از شکستن چهره ابایی ندارم . در سریال شکرانه که ارایش موهایم را طوری کرده بودند که که کم پشت و سن بالا به نظر برسد اصولا حساسیت چندانی در به هم ریختن چهره ام نداشتم هر چند یک فرمول نانوشته به من این نشانی را می دهد که بازیگرانی که در نسل من با یک چهره ثابت در فیلم های مختلف ظاهر شده اند بیشتر مورد اقبال عمومی قرار گرفته اند با این اوصاف کمتر پیش امده است که با گریم های شبیه به هم در کارهای مختلف ظاهر شوم .

دو-سه باشگاه ورزشی در ایران است که کارهای مشاوره ای تبلیغاتی اش را انجام می دهم یکی ازز شرط هایم با اینها این است که باکس برای اشخاص ویژه درست کنند چون هم برای باشگاه خوب است و هم برای چهره هایی که می ایند بعضی از دوستان را به انجا معرفی می کنم از خواننده ها بیشتر بعد بازیگرها!چون بچه های حرفه ما زمان بیشتری را درگیر کار و فیلمبرداری هستند و کمتر می توانند با باشگاه بیایند.

اهل تیم جمع کردن از بین مطبوعاتی ها و تریبون دارها نیستم

بعد از وفا و اتفاق هایی که افتاد کمتر کسی بود که جرات کند و نقش حاشیه ای صاحبدلان را بازی کند یا کمتر کسی در شرایط من این ریسک را می کرد که چند نقش منفی را پشت سر هم برای تلویزیون بازی کند .

نقش هایی که بعد از وفا بازی کردم مثل نقش کامل منفی در روز حسرت (که اصلا نقشم را در اواخر سریال دوست نداشتم )یا نقش ضد قهرمانی مثل کاوه در رستگاران یا کاراکتر طنزی که در شیر .و عسل (ارش معیریان)داشتم شباهتی به هم نداشت . من دوست دارم که نقش های متفاوتی را تجربه کنم والان که نقد های بهتر و منصفانه تری را از خود می بینم خوشحالم اما قبلا فکر می کردم ای کار ممکن است جواب ندهد . خیلی از بچه های بازیگر دوست داشتند این کار را بکنند ولی وقتی شروع کردند چون پشتیبان سفارش شده ای از طرفی برخی منتقد ها نداشتند دلسرد شدند وبه عبارتی چوب توی چشم بودن و محبوب بودنشان را خوردند.

فیتنس

بزرگ بودن عضله ها و شانه ها از تناسب اندام نیست . به نظرم نباید این حرکات را به علم بدنسازی نسبت داد. شما پاورلیفتینگی ها را نگاه کن. همین برنامه قوی ترین مردان ایران که می بینید از همین گروه ورزشکاران هستند.به خدا شما به چشم مسابقه شان را می بینید اما باور که انجام دادن این کارها زور تراکتوری می خواهد .اصلا می توانی تصور کنی ثبت نام در چنین مسابقه ای یعنی چه ؟! خیلی جنم می خواهد.اگر دقت کنی همچین ادم های شکم های فیتی ندارند یعنی اکثرشان شکم در قواره ی جثه شان دارند .به خاطر اینکه این ورزش اوج فشارش بر روی کمر است وعضله های شکم به انها کمک می کند و عضله های فیله بسیار قوی دارند .

این یک شاخه دیگر است . فیتنس شاخه ای دیگر . فیتنس در جدیدا در ایران خیلی باب و باشگاه های حرفه ای زیادی در این زمینه تجهیز شده که من از ان صحبت می کنم . پایه فیتنس نسبت حجم عضله به قد و نسبت حجم عضله به عضله دیگر و چربی است که در هر بافت عضله پیدا می شود و به عبارتی تناسب اندام.به نظرم یک مربی باید اینها را مثل یک پزشک بداند . اگر نداند که نمی تواند مربی خوبی باشد .به خاطر همین هم در کلاس های مربیگری در زمینه اناتومی و فیزیولوژی بدن صحبت می کنند . از دیرباز ایرانیان بهترین استایل و بدن ها را در خاورمیانه و اسیا داشته اند .

مربی محبوب من

امیرقلعه نویی را خیلی دوست دارم ویکی از دوستان بسیا خوبم است که با او رفت و امد دارم.او از معدود کسانی است که هم در زمان فوتبال خیلی خوب بود هم در زمان مربیگری !تیم ملی اش را هم خیلی دوست داشتم .شاید به جرات بگم تنها تیم ملی بود که بعد از تیم اقای پروین دوست داشتم...امیر خان باعث شده امسال هم طرفدارسپاهان هم باشم .ناصر خان حجازی و علی پروین سلطان رو هم مگه کسی پیدا می شود که دوست نداشته باشد .

نپرس طرفدار کدام تیم

از بچگی ورزش را خیلی دوست داشتم .تفریح و علاقه ام ورزش بوده .فوتبال رو هم خیلی دوست داشتم والان اکثر بازی ها رو می بینم .فوتبال در بچگی طرفدار تیمی بودم که الان نیستم .حرف من هم حرف حق است.مثل اینکه علی کریمیدر هر تیمی بازی کند خوب بازی می کند هر کس بگوید او بازیکن بدی است انصاف ندارد!ورزش های که در دوران بچگیمان در مدرسه ها بود سه یاچهار رشته بیشتر نبود !پینگ پونگ –فوتبال-والیبال و بسکتبال !ان هم بسکتبال با یک حلقه توپ!(خنده)برای همین بچه تر که بودم بسکتبال را جوب بازی می کردم و هم فوتبال .ولی بعدتر ان را ادامه ندادم .شاید چون فیتنس را بیشتر دوست داشتم .از بچگی هم به ان عباقه داشتم.شاید هم واقعا ورزش هیجان انگیزی نباشد من هم هیجانی در ان پیدا نکردم ولی سخت است و ریاضت دارد .شاید هیجان این ورزش برای من بعد از ساعت های سخت تمرین است وقتی نتیجه کار را می بینی .اصولا رژیم غذایی این ورزش برای من شکمو عذاب اور است.

بازیگرها یه دستمزد فوتبالیست ها حسادت نمی کنند؟

فکر نمی کنم . اینها به هم ربطی داشته باشد.برای اینکه فوتبالیست ها حقشان است .زحمت می کشند و برای باید چنین دستمزدهایی بگیرند اما خیلی تلخ است که یک بازیکن مصدوم می شود یا تنها چند سال می تواند بازی کند!مگر عمر فوتبال چقدر است؟یا چند نفر از فوتبالیست ها به راس هرمی که در نظر گرفته می شود می رسند ؟

تو محبوب تری یا یک بازیکن فوتبال؟

بدون شک من(می خندد)

عاشق بازیکن های یاغی هستم!

رابطه خوبی با فوتبالیست ها و ورزشکارها دارم.چون انها را دوست دارم . با اکثر بازیکنان شاغل در امارات دوستی نزدیک دارمبا خیلی از انها وقتی در امارات بودم اشنا شدم علی کریمی همیشه فوتبالیست مورد علاقه من بوده است و بی نظیر است .خصوصا اینکه عاشق یکی از اخلاق های او هستم و از او الگوبرداری می کنم  اینکه هیچ وقت حرفی را برای منافع شخصی نمی زند .غرور خوبی دارد که هیچ وقت برای به دست اوردن چیزی از ان نمی گذرد .دروغ نمی گوید و با خودش صادق است . برای همین همه دوستش دارند .جواد کاظمیان هم از دوستان بسیار خوبم است اگر سه روز به ایران بیاید ان سه روز را با هم هستیم . .جواد هم پسر زحمتکشی بوده .یا رضا عنایتی ان زمانی که در دبی بود بسیار با هم دوست بودیم و هنوز با هم در ارتباطیم یا ارش برهانی که از دوستان بسیار خوبم است .علیرضا حقیقی دروازبانی عالی است که بسیار هم خوب بدنسازی کار می کند .گاهی اوقات با هم تمرین می کنیم .جواد نکونام و مسعود شجاعی را هم خیلی دوست دارم .جواد سالیان سال است که در بهترین سطح فوتبال اروپا بازی می کند واین برای من ایرانی یعنی افتخار .شبی که اوساسونا مقابل رئال مادرید و بارسلونا بازی می کرد یادم نمی رود این اولین بار بود که دوست داشتم این دو تا تیم ببازن به تیم هموطنانم و از اون مهمتر دوستای خوبم .من اصولا عاشق یاغی ها هستم .مثلا برای خداداد عزیزی و محمد نوازی و هاشمی نسب می میرم .اصولا از کسانی که زیر بار زور نمیروند خوشم می اید .ولی این دلیل نمی شود بازیکن های خوش اخلاق را از یاد ببرم.سپهر حیدری-وحید طالب لو-مهدی رحمتی-سیاوش اکبر پور-علی انصاریان و علی نیکبخت...((این سه تای اخر رو خوب اومدم ها))!!!!!

بارسلونا و رئال مادرید!

فوتبال ورزش بامزه ای است .به نظر دوستانم من در دیدن فوتبال هم کمی عجیب و غریب هستم مثلا دو تیم را در دنیا بیشتر از همه دوست دارم.بارسلونا و رئال مادرید!بعضی اوقات بارسلونا و گاهی رئال مادرید .ولی هردوشان را دوست دارم.شاید مقابل هم هستنداما برای من دوست داشتنی اند . به خاطر همین اکثر کسانی که فوتبالی اند می گویند:((تو دیگه عجب نوبری هستی!))(خنده)وقتی هم این دو با هم بازی می کنند تا وسط های بازی نمی دانم طرفدار کدام تیم هستم ! هر تیمی عقب بیفتد طرفدار ان تیم می شوم.فوتبال بین حرفه ای هم نیستم .بعضی مواقع هم مثل این بازی های اخری بارسلونا بلایی سر تیم مقابل میاره که هر فوتبالدوستی طرفدارش میشه.

شطرنج هرگز!

چون ادمی هستم که ریتم تندی دارم از ورزش های ملایم سر در نمی اورم.یا بهتر بگویم لذت نمی برم. مثلا کوهنوردی را نمی فهمم.چون صبر و استقامت می خواهد و من اصولا ادم عجولی هستم .یا ورزشی مثل بانجی جامپینگ را تجربه نمی کنم چون ترس از ارتفاع دارم و خیلی می ترسم .در اسکی هم در همان ابتدای کارم از ناحیه زانو اسیب دیدم و هنوز که هنوز است درد زانو دارم .ادم با پشتکاری هستم ولی همیشه سعی می کنم که زود به همه چیز برسم خلاصه این که برای رسیدن به ان چه که می خواهم عجول هستم.مثلا حوصله شطرنج را ندارم از بچگی هم همین جوری بودم .عجول و شیطان ولی در عین حال درسخوان بچه تر که بودم وقتی دعوا می شد بچه ها سراغ من می امدند مخصوصا که کیوکوشین کار می کردم و بادی در غبغبه داشتم !ولی الان خیلی ارام شده ام ویک هفته طول می کشد تا کسی عصبانی ام کند زندگی به من یاد داده که صبرم را بیشتر کنم .

قایقرانی

بچه تر که بودم عاشق قایقرانی بودم مدتی هم این کار را می کردم ولی چون فاصله خانه ما در شمال تهران تا ورزشگاه ازادی زیاد بود رفت و امد برایم خیلی سخت می شد. گواهینامه هم نداشتم فاصله خیلی زیاد به نظر می رسید .قایقرانی تمرین های بدنسازی سختی دارد که وقتی از تهران رفتم ان را ادامه دادم ولی قایقرانی را نه.

دوشنبه نوزدهم مرداد 1388 توسط ناهید |

جلد مجلات

 

شنبه هفدهم مرداد 1388 توسط ناهید |

پوستر فیلم سینمایی دلخون

http://www.sourehcinema.com/WebGallery/Film/Poster/FullImage.aspx?PictureId=1CA094B7-2A18-4F08-AB88-6A47DD51CF94

سه شنبه سیزدهم مرداد 1388 توسط ناهید |

«دلخون» از هفت مرداد‌ماه اکران عمومی می‌شود

الناز شاکردوست در نمایی از «دلخون»

الناز شاکردوست در نمایی از «دلخون»

خبرگزاري فيلم نيوز: فیلم سینمایی "دلخون" ساخته محمد‌رضا رحمانی از هفت مرداد‌ماه در گروه سینمایی استقلال اکران عمومی می‌شود.
غلامرضا فرجی مدیر پخش و بازاریابی حوزه هنری در این ارتباط گفت: فیلم "امشب شب مهتابه" با توجه به کف فروش اگر هفت هفته اکران را پر کند، "دلخون" از هفت مرداد ماه در این گروه سینمایی جایگزین این فیلم می‌شود. پس از آن برای عید فطر فیلم سینمایی "بی‌پولی" به کارگردانی حمید نعمت‌الله در گروه سینمایی استقلال اکران عمومی می‌شود.

وی افزود: فیلم "شب روباه" ساخته مجید جوانمرد برای پخش با حوزه هنری قرار داد بسته، اما هنوز زمان اکران آن مشخص نشده است. عید فطر در گروه سینمایی آزادی فیلم "کتاب قانون" مازیار میری به نمایش درمی‌آید.

در فیلم "دلخون" الناز شاکردوست، حامد بهداد، پوریا پورسرخ، هوشنگ توکلی، حبیب دهقان‌نسب، هنگامه حمیدزاده و حشمت آرمیده بازی کرده‌اند و داستان درباره مردی است که همسرش را به قتل رسانده و منتظر اجرای حکم اعدام است، اما با ورود وکیل تسخیری و پیشنهاد غافلگیرکننده او مسیر داستان شکلی دیگر پیدا می‌کند.

عوامل این فیلم عبارتند از علیرضا محمودی و رحمانی نویسندگان، حسن کریمی مدیر فیلمبرداری، مجید لیلاجی طراح صحنه و لباس. "دلخون" پارسال در جشنواره فجر جایزه بهترین فیلم بخش مسابقه فیلم های اول و دوم را از آن خود کرد.

در "شب روباه" با نام قبلی "عقرب" دانیال حکیمی، سام درخشانی، فرهاد قائمیان، سیمون باغداساریان، پوراندخت مهیمن، حامد آقایی، دادا پطروسیان، درو میناسیان، واروژ خاچاطوریان و جمعی دیگر از بازیگران ارمنستان در فیلم بازی کرده‌اند.

"شب روباه" در ژانر پلیسی جاسوسی تهیه می‌شود و داستان ماجراهایی است که با سفر علی و سهراب دو برادر پژوهشگر ایرانی به ایروان برای شرکت در یک کنفرانس علمی آغاز می‌شود. پایان این کنفرانس و آشنایی سهراب با ورونیکا نقطه شروع تحولاتی است که زندگی این دو برادر، خانواده و اطرافیان آنها را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

جمعه نهم مرداد 1388 توسط ناهید |

رستگاران ، ‌ارشاد نمی‌كند

رستگاران ، ‌ارشاد نمی‌كند

رستگاران ، ‌ارشاد نمی‌كند
سعید نعمت‌الله از آن دست فیلمنامه‌نویسانی است كه خودش نیز بر سر صحنه حاضر می‌شود و به بازیگران كمك می‌كند تا قصه و شخصیتی را كه قرار است بازی كنند، بدرستی درك كنند و به آن نزدیك شوند؛ چراكه معتقد است هیچ كس به اندازه نویسنده متن نمی‌تواند موقعیت قصه و شخصیت‌های آن را برای بازیگران تعریف و تبیین كند.
این دومین همكاری او با سیروس مقدم پس از فیلم «روز بعد از خوشبختی» به عنوان نویسنده است. به این بهانه با او درباره چند و چون فیلمنامه «رستگاران» و نگارش آن به گفتگو نشستیم كه می‌خوانید.
در تیتراژ رستگاران آمده است كه فیلمنامه این سریال براساس طرحی از محمدرضا شفیعی نوشته شده است. خیلی از مخاطبان شاید معنی دقیق این حرف را ندانند.
● به عنوان اولین سوال خواستم برای خوانندگان روزنامه ما تفاوت این دو را توضیح دهید و این كه طرح چه فرآیندی را تا فیلمنامه شدن طی كرده است؟
▪ این سریال ایده آقای شفیعی، تهیه‌كننده مجموعه بود كه به من داده شد. ما چند بار قبلا با هم كار كرده بودیم. من دیدم این ایده بستر خوبی برای سریال شدن دارد، چون شفیعی به سریال شدن این ایده فكر نمی‌كرد و كار كوتاهی را از آن در نظر داشت كه البته من هم آن را به شكل كوتاه نوشتم، اما خوب از كار درنیامد. مدتی این طرح به فراموشی سپرده شد كه من دوباره آن را پیگیری كردم و شفیعی هم دنبال كرد. ابتدا قرار بود این كار با همكاری شبكه یك ساخته شود. به دلایلی كه من نمی‌دانم این اتفاق نیفتاد و قصه به شبكه سوم منتقل شد. این فرآیندی كه به آن اشاره كردم تا كلید خوردن نوشتن سریال حدود یك سال طول كشید كه توانستیم ۳۰ قسمت آن را آماده كنیم. بعد علیرضا افخمی به عنوان ناظر كیفی كار به ما معرفی شد و با او هم تعاملاتی درباره داستان داشتیم كه در نهایت همین شد كه الان در حال پخش است.
● پس این قصه نسبت به طرح اولیه خیلی تغییر كرده است؟
▪ بله خیلی زیاد. در واقع این قصه ابتدا درباره ۲ دختر دزد و آمدنشان به تهران بود كه من احساس كردم می‌توان با تغییر و اضافه كردن كاراكتر و تغییر قصه، قالب آن را تغییر داد و آن را بسط داد و به جزییات بیشتری از قصه پرداخت. واقعیتش این است كه اگر طرح برای خودم بود نیز همین تغییر و تحولات اتفاق می‌افتاد. اساسا طرح و فیلمنامه با هم متفاوت است. من از مرحله سیناپس تا متن نهایی كه آماده می‌كنم ممكن است كلی تغییرات در فیلمنامه بدهم. اگر بخواهیم حرفه‌ای‌تر به این مقوله نگاه كنیم باید بگویم طراحی قصه و فیلمنامه‌نویسی ۲ تا شغل متفاوت است.
● شما معمولا فیلمنامه‌هایی كه می‌نویسید طرحش از دیگری است یا ممكن است طرح هم از خودتان باشد؟
▪ واقعیتش این است كه من باید هر طرحی را مال خود كنم. همه دوستانی هم كه با من كار می‌كنند می‌دانند هیچ تضمینی وجود ندارد كه همان را تبدیل به فیلمنامه كنم.
● این مساله موجب اختلاف‌نظر بین شما و طراح قصه نمی‌شود؟
▪ به هیچ وجه، چون همه دوستانی كه با من كار كرده‌اند مرا می‌شناسند و به مقتضیات این كار آشنا هستند. چند وقت پیش دوستی یك طرح سینمایی را برایم فرستاد كه گفتم خوب نیست و او هم گفت می‌دانم خوب نیست فرستادم كه تو درستش كنی كه به دلیل همین سریال آن را به زمان دیگری موكول كردم. در واقع كار ما برای بهتر شدن طرح انجام می‌شود و چون دوستان هم به این امر واقف هستند، مشكلی پیش نمی‌آید.
● در حال حاضر فیلمنامه رستگاران به پایان رسیده یا در فرآیند تولید و پخش، همزمان با آن نوشته می‌شود؟
▪ من الان دارم قسمت‌های آخر را با توجه به بازتاب و واكنش‌های مخاطبان می‌نویسم. به هر حال ما چه بخواهیم ادا دربیاوریم یا صادقانه حرف بزنیم، برای مردم كار می‌كنیم. مردم باید از سریال خوششان بیاید و از تماشای آن لذت ببرند. خوشامد و بد آمدن مسوولان، تهیه‌كننده، من، كارگردان و منتقدان خیلی مهم نیست.
● یعنی پایان‌بندی داستان را براساس توقع و انتظاری كه مخاطب دارد، می‌نویسید یا تغییر می‌دهید؟
▪ نه به این شكل. ببینید در پایان‌بندی‌ كه انجام شده حتی سكانس آخر این كار گرفته شده است. این كار ۱۱ شب پخش می‌شود، بنابراین باید قصه به گونه‌ای روایت شود كه بیننده با آرامش به تختخوابش برود. بالاخره چاره‌ای نیست. وقتی شما فیلمنامه‌ای را شروع می‌كنید هیچ چیزش را هم كه ندانی باید بدانی كه ابتدا و انتهای آن چیست. من انتهای همه شخصیت‌هایم می‌دانم چیست. فینال‌ها و سرنوشت‌های هر كدامشان را سیناپس زدم، اما می‌نشینم ببینم كه مردم هم چه نظری دارند و چگونه به این شخصیت‌ها نگاه می‌كنند. در واقع این را می‌خواهم بگویم كه اساسا ما دركار فیلمنامه‌نویسی از مردم می‌دزدیم، یعنی سوژه را از خود آنان و از تجربه زندگی در میان آنها می‌گیریم، بنابراین بازخوردهای آن در كل ساختار و فرآیند قصه اعمال می‌شود.
● می‌خواهم بدانم نتیجه این بازخوردها را به چه شكلی در فیلمنامه لحاظ می‌كنید؟
▪ ببینید نتیجه بازخوردها این نیست كه بخشنامه‌ای بیاید بگوید مثلا بازخورد فریدون این بوده یا حسین آن بوده و غیره. در واقع شما این بازخورد را به حست منتقل می‌كنی و با حست تغییراتی را به وجود می‌آوری. در مجموع آنچه برای من مهم است رضایت بیننده كار است. من فكر می‌كنم الان بیننده از كار رضایت دارد، لذا اگر الان رضایت دارد باید از پایانش نیز راضی باشد. به طور كلی امكان تغییر پایان سریال به طور حتم وجود دارد و همیشه همین طور بوده و من سعی می‌كنم همیشه این كار را انجام ‌دهم و از سیناپس نوشتن تا شروع كار بویژه ساخت قسمت‌های پایانی آن مدام در حال تغییر و جابه‌جایی است.
● به نظرم سخت‌ترین بخش كار هم همین است. خیلی از سریال‌ها بودند كه شروع خوبی داشتند و توانستند مردم را جذب خود كنند، اما فینال آن به گونه‌ای شكل گرفته كه تو ذوق مخاطب خورده و باعث نارضایتی مخاطبان شده است.
▪ كاملا قبول دارم. برای همین است كه می‌گویم در نوشتن پایان بندی نباید عجله كرد تا بازتاب واكنش مخاطبان را داشته باشیم.
● یعنی می‌شود این گونه برداشت كرد پایان‌بندی كه در ذهن شما بوده ممكن است با توجه به واكنش‌های مخاطب تغییر كند؟
▪ معتقدم هیچ كس به اندازه نویسنده كه متن را نوشته است نمی‌تواند شخصیت و قصه را برای بازیگر تعریف و آنالیز كندنمی‌دانم. واقعیتش این است كه می‌دانم پایان این قصه قرار است چه اتفاقی بیفتد، ولی همیشه در نوشتن فیلمنامه این تاخیر از طرف نویسنده و تحویل آن به تهیه‌كننده یا كارگردان وجود دارد كه باز بهتر از این می‌شود كار كرد. وقتی ما ۲ مشاور برای كارمان داریم آنها می‌سنجند كه چند درصد مخاطب داریم و نظر آن چند درصد درباره این مجموعه چیست. بالاخره این نظرات به گوش ما می‌رسد، اما ما باید آن را حس كنیم تا بتوانیم به نگارش درآوریم. نوشتن وابسته به حس نویسنده است.
● آقای نعمت‌الله! طیف مخاطبان و بینندگان این سریال و هر مجموعه دیگری متنوع و متفاوت است كه نظر یكدست و مشابهی درباره آن ندارند. در این شرایط فیلمنامه‌نویس چه می‌كند؟
▪ به هر حال در این قرنی كه ما داریم زندگی می‌كنیم، شعار ما باید این باشد كه تمام تفكرات به شكل صلح‌آمیزی در كنار هم زندگی كنند و فیلمنامه‌نویس از حق تالیف خود برای پوشش دادن همه این دیدگاه‌ها و نظرات استفاده می‌كند. ببینید من فیلمنامه را منوط به این نمی‌كنم كه بیننده چه می‌گوید تا چه بنویسم من به واكنش مخاطب فكر می‌كنم كه شاید جایی جواب دهد و جایی جواب ندهد. به هر حال این كار هم مثل همه كارها یك سری مخالف و یك سری موافق دارد. من سعی كردم برای موافق‌ها بنویسم، ولی وقتی مخالف وجود دارد باید تلاش كنم كارهای بعد را بهتر انجام دهم تا تعداد مخالفان را كمتر كنم.
● استنباط من از صحبت‌های شما این است كه محتوای قصه و پایان‌بندی آن را به لحاظ مضمونی شكل دادید و آن را تغییر نمی‌دهید، اما با توجه به بازخوردهای مخاطب ممكن است در فرم و روایت آن تغییراتی به وجود بیاورید؟
▪ بله. حتی ما برخی پلان‌های پایانی‌مان را هم تصویربرداری كردیم، چون در لوكیشن‌اش قرار داشتیم. در واقع پایه‌هایش شكل گرفته من فقط با توجه به واكنش‌ها، بزك دوزك‌هایش را كم و زیاد می‌كنم. همیشه این طور بوده كه انتهای داستان خیلی با عجله و شتاب نوشته می‌شد. حالا یك بار هم امتحان كنیم كه این كار اتفاق نیفتد. اتفاقا پایان‌بندی یك داستان باید با تامل و كندی صورت بگیرد، چراكه حساسیت بیشتری روی آن وجود دارد. در این كار ما با ۱۵ متن شروع كردیم و مثل یك تراكتور صبح تا شب روی متن‌ها كار می‌كردیم و من به دلیل روحیه‌ای كه دارم حتما سر صحنه حاضر می‌شوم و پیش آمده كه روزی یك ساعت خوابیده‌ام.
● حضور شما به عنوان فیلمنامه‌نویس سر صحنه فیلمبرداری، خود جای سوال دارد. آیا نگرانید كار با فیلمنامه پیش نرود یا این كه از به تصویر كشیدن قصه‌تان ایده‌های تازه‌تری می‌گیرید؟
▪ علتش این است كه معتقدم هیچ كس به اندازه نویسنده كه متن را نوشته است نمی‌تواند شخصیت و قصه را برای بازیگر تعریف و آنالیز كند. من حس و حالم را به بازیگر می‌گویم، با سیروس مقدم تعامل می‌كنم، لحن دیالوگ‌ها را روتوش می‌كنم؛ البته حضور نویسنده سر صحنه مزیت بزرگی است، اما معایبی هم دارد و گاهی نویسنده را دچار حاشیه می‌كند. مثلا بازیگری دوست دارد نقش‌اش در سریال بیشتر باشد و مسائلی از این دست كه باعث می‌شود به نویسنده فشار بیاورند، البته من در این سریال با چنین مساله‌ای مواجه نشدم. خیلی از فیلمنامه‌نویس‌ها به همین دلیل بر سر صحنه حاضر نمی‌شوند كه انتقادها و پیشنهادهای بازیگر و كارگردان را بشنوند. من همیشه به بازیگران می‌گویم نقش مال شماست و هر جایی كه احساس می‌كنید چیزی باید به آن اضافه یا كم شود، بگویید. به هر حال خیلی كار خسته‌كننده‌ای بود. این كه تا شش هفت صبح بنویسی و ۹ سر صحنه باشی، كار دشواری است.
● یعنی متنی را كه شب قبل نوشتید، فردا اجرا می‌كردید؟
▪ نه. من همیشه ده پانزده قسمت جلوتر بودم. اگر نبودم نمی‌شد، چون سیروس مقدم خیلی سریع به من می‌رسید. مقدم، هم دست تندی در فیلمسازی دارد و هم از هیچ نكته‌ای نمی‌گذرد و همه چیز را كامل به تصویر می‌كشد.
● به معایب حضور نویسنده سر صحنه اشاره كردید. یكی از این معایب می‌تواند اختلاف‌نظر كارگردان و نویسنده در روایت قصه باشد. آیا در این سریال با چنین مشكلی مواجه نشدید؟
▪ اولا كه ناخدای این مجموعه كارگردان است. بقیه همه در كنارش هستند. اگر بین نویسنده و كارگردان اختلاف‌نظری وجود داشته باشد من همیشه نظر كارگردان را اصل قرار می‌دهم. در واقع نظر آخر را كارگردان باید بدهد. در مورد شخص سیروس مقدم باید بگویم این آدم خیلی محترم است و خیلی سختی كشیده و از دایی جان ناپلئون تا حالا دارد كار می‌كند و دستش هم نمك ندارد و خیلی از كسانی كه با او كار كرده‌اند و مطرح شدند قدر او را ندانستند. ضمن این كه نقدهای بیرحمانه و مغرضانه‌ای درباره او مطرح می‌كنند كه واقعا بی‌انصافی است. سیروس مقدم بسیار آدم دموكراتی است و اگر اختلاف‌نظری هم با ایشان داشته باشم براحتی حل می‌شود و فضا را برای كار كردن باز می‌گذارد. به طور كلی می‌خواهم بگویم سریال رستگاران خیلی پروژه پرحاشیه‌ای نیست، اما اگر هم باشد دست‌كم من به عنوان نویسنده اگر چیزی مطابق نظرم نباشد، بلافاصله نظر كارگردان را اجرا می‌كنم.
● ظاهرا انتخاب بازیگران هم با شما بوده است؟
▪ نه واقعا. این یك كار جمعی بود كه سیروس مقدم در راس آن بود، من، افشین سنگ چاپ، محمدرضا شفیعی و علیرضا افخمی. در واقع من نقش مشورتی داشتم. مثلا من شاید اصرار داشتم كه بازیگری باید در این مجموعه حضور داشته باشد. بعد فهمیدم اشتباه كردم ولی دیگر نمی‌شد كاری كرد یا شخصیت بابك را كه كاوه خداشناس بازی می‌كند و من نمی‌شناختمش و خیلی بازیگر خوبی است مدیون علیرضا افخمی هستیم. من اصرار داشتم نقش بابك و فاطمه را ۲ نفر غیرچهره بازی كنند كه آقای مقدم دلایل مرا پذیرفتند و آناهیتا افشار و كاوه خداشناس این نقش را بازی كردند. همچنین عباس غزالی و آرش مجیدی هم از پیشنهادهای من بودند.
● این انتخاب‌ها براساس شخصیت‌پردازی كه خودتان در نوشتن فیلمنامه داشتید صورت گرفته است؟
▪ زمانی كه من فیلمنامه را می‌نوشتم، مثلا درباره شخصیت محسن، تصویر عباس غزالی در ذهنم بود... .
● یعنی براساس شناختی كه از یك بازیگر و توانایی‌هایش دارید شخصیت‌های قصه را ترسیم می‌كنید یا برعكس؟
▪ واقعا اگر این طور باشد، اشتباه است. به خاطر این كه نوع متن باید طوری نوشته شود كه بازیگر خودش را با آن تطبیق دهد مثلا ما شخصیت كیانوش با بازی شهرام عبدلی را داریم كه همزمان هم پیشنهاد من و هم پیشنهاد سیروس بود و می‌بینم كه چقدر خوب كار می‌كند. حالا این كه من بنشینم و براساس شخصیت عبدلی نه كیانوش، شخصیت‌پردازی كنم این درست نیست. قاعده این است كه نویسنده شخصیتی را ترسیم می‌كند و بعد به دنبال بازیگری می‌گردد كه بتواند این نقش و شخصیت را بازی كند.
● یعنی ویژگی‌های یك بازیگر اساسا در شخصیت‌پردازی در نظر گرفته نمی‌شود، چون شما الان گفتید كه هنگام نوشتن نقش پلیس آرش مجیدی را در ذهن داشتید.
▪ حتما تاثیر می‌گذارد. من به طور كلی این مساله را رد نمی‌كنم. با آرش مجیدی در تله‌فیلمی به كارگردانی سیروس مقدم كار كرده بودیم به نام «روز بعد از خوشبختی» كه آرش مجیدی جزو نامزدهای اصلی برای بازی در آن فیلم بود. براساس شناختی كه از آرش و بازی و تیپ او داشتم به كارگردان گفتم حتما درباره انتخاب او برای این سریال فكر كند. وقتی مقدم او را دید، گفت این همان كسی است كه در ذهن من هم بود. من در ابتدا نقش دیگری را برای آرش مجیدی در نظر گرفته بودم، اما به این نتیجه رسیدیم كه آرش خوش‌چهره و چهارشانه است. خوب دیالوگ می‌گوید و صدای خوبی هم دارد و می‌شود از او در نقش پلیس استفاده كرد و این هوش سیروس مقدم بود كه چنین گزینه‌ای را تشخیص داد. این یكی از آن مواردی است كه من نویسنده، نظر كارگردان را می‌پذیرم و تایید می‌كنم.
● شاید به خاطر همین ویژگی‌های رفتاری و بازیگری برخلاف بسیاری از سریال‌های ایرانی دافعه این پلیس كمتر است و مخاطب با او همدلی می‌كند.
▪ این هوش و درایت سیروس مقدم را به عنوان كارگردان پخته این سریال نشان می‌دهد.
● چرا نام فیلم از آشفتگی به رستگاران تغییر كرد؟
▪ این پیشنهاد شبكه سوم و قسمت پخش بود كه به نظرم پیشنهاد خوبی بود كه در بازنویسی اتفاق افتاد و دلیلش همه به تفاوت سلیقه برمی‌گردد كه البته به نظر من انتخاب خوبی هم بود.
● جناب نعمت‌الله اگرچه ممكن است مردم ما با ملودرام‌های خانوادگی ارتباط خوبی برقرار كنند ولی احساس نمی‌كنید این ژانر در تلویزیون ما بشدت در حال تكرار است و نویسندگان و فیلمنامه‌نویسان ما باید فضا‌های جدیدتری را تجربه كنند؟
▪ ببینید ما در سوئیس زندگی نمی‌كنیم كه دغدغه‌های دیگری داشته باشیم. همه ما مردمی هستیم كه با مسائلی مثل فقر، ازدواج، عشق، اشتغال، اعتیاد و بسیاری دیگر از مسائل اجتماعی و خانوادگی درگیر هستیم لذا نویسنده هم اثرش را متاثر از همین واقعیت‌ها می‌نویسد. مگر ما چقدر سوژه در جهان داریم. به نظر من سینمای جهان سال‌هاست قصه جدیدی ندارد. مهم این است كه همین سوژه‌های تكراری چگونه تعریف شود و چه‌بسا ابعاد تازه‌تری از آن كشف گردد. من معتقدم چون آدم‌ها خیلی شبیه به هم هستند با مسائل مشترك سوژه فیلم و داستان‌ها نیز شبیه به هم و تكراری به نظر می‌رسد چون اساسا زندگی تكرار همین واقعیت‌هاست. لذا من اصلا نگران تكراری بودن سوژه نیستم بلكه دغدغه اصلی من چگونگی پرداخت این سوژه‌هاست و تجربه هم نشان داده است همین سوژه‌های به ظاهر تكراری اگر درست به تصویر كشیده شوند، همیشه مخاطبان خود را خواهد داشت.
از سوی دیگر نوعی اخلاق‌گرایی غلو شده هم در متن داستان و بویژه دیالوگ‌ها مشاهده می‌شود كه من گاهی احساس می‌كنم فیلم دارد مخاطب را نصیحت می‌كند. بویژه شخصیت اصلی داستان خجسته كه خیلی مثبت و بی‌نقص ترسیم شده است!
من چیزی حدود ۱۸ - ۱۷ حدیث را در این مجموعه آورده‌ام كه بدون ذكر منبع از زبان شخصیت‌های قصه بازگو می‌شود تا زیبایی و تاثیر آن برمخاطب را لحاظ كنم بدون این‌ كه مخاطب متوجه شود كه فلان جمله حدیثی از مثلا امام علی (ع) استمن این حرف را قبول ندارم. فیلم تم مثبتی دارد، اما به معنایی كه شما می‌گویید اخلاقگرا نیست و قصد ندارد مخاطبان را ارشاد و هدایت كند. البته ممكن است این مساله در بطن داستان نهفته باشد، اما من سعی نكردم آن را خیلی مستقیم و افراطی نشان دهم. همین خجسته به عنوان شخصیت اصلی و به قول شما نماد اخلاقگرایی هم اشتباه می‌كند و هر چه داستان جلوتر می‌رود، بیشتر این اشتباهات را می‌بینیم. مثلا در جایی با پلیس رفتار تندی دارد یا درباره برخی افراد قضاوت زودهنگام می‌كند كه بعدا خودش نیز پی به اشتباهش می‌برد. ضمن این ‌كه دیدیم پدرش او را به خاطر دیر آمدن به خانه تنبیه می‌كند.
درست است ولی من به جزییات كاری ندارم. در كلیت فیلم نوعی حالت نصیحت‌گونه وجود دارد كه گاهی در برخی دیالوگ‌ها به بیانیه یا كلمات قصار تبدیل می‌شود.
بگذارید من مساله‌ای را اینجا روشن كنم. این‌ كه برخی فكر می‌كنند این سریال سفارشی ساخته شده، اشتباه است. هیچ ‌گونه فشار یا سفارشی به ما از این ‌كه سریال مذهبی بسازیم وجود نداشته و اتفاقا شبكه دست ما را در تولید این مجموعه خیلی باز گذاشته است. ما نیز سعی كردیم با توجه به داستان سریال به گونه‌ای پیش نرویم كه طرح مسائل اعتقادی و اخلاقی در آن تو ذوق مخاطب بزند و باعث جبهه‌گیری او شود. باور كنید هیچ اجباری در كار نبود و من اینجا اعلام می‌كنم هر ضعف و اشتباهی كه در سریال می‌بینید تقصیر من نویسنده است. اگر در جاهایی می‌بینید كه دیالوگ‌ها به قول شما به كلمات قصار بدل می‌شود، به خاطر این‌كه من سعی كردم در این سریال از احادیث و فرمایشات ائمه و بزرگان دین استفاده كنم بدون این‌ كه نام گوینده را بگویم و قال باقر و قال صادق بیاورم. من چیزی حدود ۱۸ ۱۷ حدیث را در این مجموعه آورده‌ام كه بدون ذكر منبع از زبان شخصیت‌های قصه بازگو می‌شود تا زیبایی و تاثیر آن برمخاطب را لحاظ كنم بدون این‌ كه مخاطب متوجه شود كه فلان جمله حدیثی از مثلا امام علی(ع) است. به این دلیل كه مخاطب احساس نكند داریم ژست مذهبی می‌گیریم یا می‌خواهیم او را نصیحت كنیم. این احادیث در متن داستان گنجانده شده تا تناسب منطقی با ساختار قصه داشته باشد و احساس نشود بر داستان یا مخاطبان تحمیل شده است. به هر حال بازهم می‌گویم اگر در جاهایی قصه یا دیالوگ‌ها شعاری به نظر می‌رسد، مشكل از من است و این ضعف را می‌پذیرم.
● یكی دیگر از ویژگی‌های بارز این سریال زن محور بودن است. به طوری كه گاهی احساس می‌شود نوعی نگرش فمینیستی پشت قضیه بوده است... .
▪ این را می‌پذیرم كه داستان سریال زن‌محور است. به هر حال قهرمان این قصه یك زن است، اما هیچ ‌گونه نگرش و تفكر فمینیستی پشت قضیه نبود. به هر حال زنان در زندگی امروزی چه در عرصه اجتماعی و چه در خانه حضور موثری دارند و نقش تاثیرگذار آنها را نمی‌توان انكار كرد. اتفاقا بیشتر كسانی كه در آثارشان شعار فمینیستی می‌دهند یا مبتنی بر چنین نگرشی فیلم می‌سازند در عمل چندان موفق نیستند و به سمت شعارزدگی می‌روند. ضمن این ‌كه باید به این نكته هم توجه داشت كه شخصیت و موقعیت زن امروز نسبت به گذشته تغییر كرده است. شاید رفتار زنان در گذشته مادرانه‌تر بود. من امروز نمی‌توانم همسرم را با مادرم مقایسه كنم. چون نیازها، توقعات و نقش زن امروز با زن دیروز فرق كرده است. طرح و بیان این تفاوت‌ها به معنی فمینیست‌گرایی نیست. شاید در رستگاران به دفاع از موقعیت و حقوق زنان پرداخته شود، اما هیچ‌گونه شعار فمینیستی در آن به چشم نمی‌خورد. رفتار خجسته هم چنین مساله‌ای را تداعی نمی‌كند. به نظر من خجسته نماد یك زن اصیل ایرانی است كه در دفاع و حفظ همسر و خانواده‌اش ایستاده است و براحتی تسلیم نمی‌شود.
● از طرف دیگر ما پونه را داریم كه زنی خلافكار است و به نوعی در تضاد با شخصیت خجسته قرار دارد... .
▪ درست است در میان مردها نیز همین دوگانگی‌ها و تضادها دیده می‌شود. ضمن این ‌كه من سعی كردم در ترسیم چهره‌های منفی هم به راه افراط نروم. لذا شما خوبی‌هایی نیز در پونه می‌بینید. اساسا من سعی می‌كنم تصویری خاكستری از شخصیت‌هایم ترسیم كنم. شما در پونه رفتارهای خوبی هم مشاهده می‌كنید همان‌طور كه اشتباهاتی در شخصیت خجسته هم می‌بینید.
● اگرچه عاطفه نوری در نقش پونه خوب بازی كرده است، اما او در واقع دارد بازی خود را در دوران سركشی و نرگس تكرار می‌كند. چرا دوباره از همان پرسوناژ قبلی استفاده كردید؟
▪ به نظر من عاطفه نوری در هر نقشی خودش را روتوش می‌كند نه تكرار. اگر دقت كرده باشید نوع راه رفتن او در این سریال با دوران سركشی و نرگس متفاوت است و این مساله‌ای است كه خودش به آن رسیده است بدون این ‌كه من یا سیروس مقدم به او گفته باشیم. عاطفه نوری خودش می‌گوید كه بازی‌های قبلی‌اش را نگاه می‌كند تا حركت و رفتار تازه‌ای را به آن اضافه كند كه قبلا تجربه نكرده است. جالب است كه من ابتدا مخالف بازی او در این نقش بودم، اما زمانی كه برای تمرین و دورخوانی آمد نظرم عوض شد و قبول كردم او بهترین گزینه برای ایفای این نقش است.
● شخصیت صمصامی نیز با توجه به نقش‌هایی منفی كه عباس امیری بازی كرده در یك كاراكتر مثبت و وكیل آیا نوعی ریسك نبود؟
▪ چرا. اتفاقا یكی از ویژگی‌های سیروس مقدم همین شجاعت و ریسك‌پذیری اوست كه در كارهای قبلی نیز شاهد آن بودیم كه البته در عمل نتیجه داده است و عباس امیری بخوبی از عهده این نقش برآمد. زمانی كه داشتم شخصیت صمصامی را می‌نوشتم، بدون این ‌كه تصویر عباس امیری در ذهنم باشد، شخصیتی با ویژگی‌های فیزیكی او در ذهنم بود و به نظرم نقش‌های منفی او در فیلم و سریال‌های دیگر نمی‌تواند و نباید مانع از تجربه‌های یك بازیگر در نقش جدید شود.
● آقای نعمت‌الله، رستگاران داستانی چند لایه و تودرتو دارد كه گاهی موجب تداخل قصه‌ها در هم می‌شود و نوعی شاخه‌پردازی اضافی به داستان می‌دهد كه كمك چندانی به داستان اصلی نمی‌كند... .
▪ من برعكس شما فكر می‌كنم. این چند لایگی و قصه‌های موازی در سریال در یك بستر مشترك و در نسبت منطقی با خط اصلی داستان گنجانده شده است كه تعلیق و كشش آن را بیشتر می‌كند. ضمن این ‌كه زندگی اجتماعی امروز نسبت به گذشته، پیچیدگی و فراز و نشیب‌های بیشتری دارد. در عین حال باید توجه داشت داستان این سریال حادثه‌ای و معمایی است كه طلب می‌كند پیچیدگی و درهم‌تنیدگی بیشتری داشته باشد.
● به عنوان آخرین سوال آیا شكل پخش سریال و روزانه بودن آن هم در نوشتن متن آن تاثیر داشته است؟
▪ صددرصد. اصلا متن داستان براساس شكل پخش آن نوشته شده است و اگر پخش آن به شكل روزانه و روتین نبود، تاثیر آن از بین می‌رفت و ضربه مهلكی به آن می‌خورد. در واقع اگر قرار بود این سریال به شكل هفتگی پخش شود، ساختار دیگری به خود می‌گرفت و قصه دیگری می‌شد. دوست دارم در پایان به ۳ نكته درباره همكاری خودم با این سریال بگویم. اول پخش شبكه ۳ كه همكاری خوبی با ما داشت و هیچ‌ گونه محدودیت و فشاری برای سانسور متن اتفاق نیفتاد. دوم قدردانی از سیروس مقدم كه خیلی به من كمك كرد و واقعا یارو یاور من در این سریال بود و سوم تشكر از پوریا پورسرخ كه به كار اعتماد كرد و بدون كوچك‌ترین غر زدنی نقش را پذیرفت و همكاری خوبی با ما داشت.

سیدرضا صائمی

جمعه دوم مرداد 1388 توسط ناهید |



سلام
من ناهیدم 15 سال دارم واین وبلاگ را برای بازیگر خوب و توانای ایران پوریا پورسرخ تنظیم کرده ام.
امیدوارم که از دیدن مطالب لذت ببرید و با نظرات قشنگتون باعث پیشرفت این وبلاگ شوید.


عیار 14
ناسپاس
دانلود روز حسرت
شب شیشه ای
جلد مجلات
ابی شو
روز حسرت
حرکت اول
اناهیتا
شیر و عسل
خاطره
رستگاران
دلخون
فیلم کوتاه بد

RSS 2.0
ابزار وبمستر سفارشی


www.irLearn.com

Design By Parstheme